تبليغاتX
i miss u i miss u so bad...i dont forget

با احتیـــــاط بخـــوانید ...

.
.
سطح شعـــر لغزنده ست
بسکه شاعر
سطر سطر واژه واژه بیت بیت بارید و نوشت . . .

خدایــــا؟دیدی این همه باران فرستادی تا لکه هارا از قلب شکسته ام بشویی...من که گفته بودم لکه نیست....زخـــــم است...تمام آرامش تلخ امروزم و بدم یک لحظه آرامش کودکی و بهم میدی؟

خدایــــــا خسته ام از این بنده های بی احساس
خسته ام خسته...

تورو میخوام
آغوش تو...
آرامش تو...
بوسه های تو...
دیگه کم آوردم...

آخه تا کی خیانت تا کی با کسی باشم که هستش بی لیاقت

باکسی که بوی سیگار میداد لبشو میدونم حتی بلد نیست سیگارو بذاره روی لباش

منو واسه غم تو روزاش میخواد و اون و واسه هرزگی تو شباش

اینقدر پست و کثیفه که وقتی تو بغل اونه میلرزه صداش

یواش یواش کنار شومینه میمیرم تو خیانتاش...

زین پس تنها ادامه میدم در زیر باران...

حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم

میخوام تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم

باران نبار من نه چتر دارم... نه یار...

+ تاريخ جمعه 1391/02/22ساعت 3:58 بعد از ظهر نويسنده mohamad |

هی بازم فاز تلخ تنهایی دیگه کسی نیست بپرسه کجایی

واسه کسی که بودونبود من نداره فرقی براش

آخه چه کاریه بری عشقم و تعریف کنی براش

یعنی الان اینو میخونه یعنی بغض صدام دلشو میشکونه؟

اونی که می گفت یک لحظه ندیدنمو طاقت نداره حالا ببین واسه خوابیدن با پسرا وقتم نداره

لبات و میگم بوی سیگار میداد جالب اینجا بود به لبات سیگار نمیاد

یادته میگفتی بعد از من ماله کسی نمیشی حالا معلوم نیست شبا زیر خواب کی میشی

هه...بیخیال...

سالهاست که میگذره ولی آسمون اینجا هنوز آبی نیست

تو دنیایی گیرافتادم که توش هیچ عشق واحساسی نیست

+ تاريخ چهارشنبه 1391/02/06ساعت 12:7 بعد از ظهر نويسنده mohamad |
به خودم افتخار میکنم که کم اثرترین ماده مخدر هستم !!

به خدا به چشم خودم دیدم یکی که معتاد من شده بود

مثل آب خوردن ترکم کرد...
+ تاريخ چهارشنبه 1391/02/06ساعت 11:29 قبل از ظهر نويسنده mohamad |

پارسال زیر باران، با او راه می رفتم ...

امّا ...

امسال، راه رفتنش را با دیگری، زیر باران اشکهایم دیدم ...


شاید باران پارسال، اشکهای شخصی دیگر بود !!!

+ تاريخ جمعه 1391/02/01ساعت 3:50 بعد از ظهر نويسنده mohamad |

هوا ابریه بارونه تو کوچتون چراغونه آسمون داره گریه میکنه واسه این دل که داغونه...

چقدر خوشگلی تو امشب چقدر خونتون شلوغه دارم کر میشم با این صدای سوت وبوقه...

یه حرفی هست تویه دلم میخوام بگم نمیتونم میدونم حوصلمم نداری اول شب زندگیته...

بذار مهمونا بدونن به چه مهمونی اومدن امشب عروسی تو و شب عذای دل منه...

نمیذارم هیچکسی بدونه که عاشقت بودم نترس به کسی نمیگم خیالت راحت...

تویه مرام من نیست بیام و نفرینت کنم خدا میدونه آرزوی من خوشبختی توئه زندگیم...

نمیدونی چه حالی دارم پیش غریبه میبینمت بله رو بگو عزیزم تا دیگه شادیم و نبینم...


+ تاريخ سه شنبه 1391/01/29ساعت 5:14 بعد از ظهر نويسنده mohamad |